نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

10.22054/rctall.2022.64936.1593

چکیده

«مفردات­پژوهی» قرآنی به­عنوان یکی از مسائل بسیار مهم، همواره مورد اهتمام قرآن‌پژوهان بوده است. از آنجا که «روشی» مناسب در تبیین این مسأله وجود ندارد، غالباً معادل‌پژوهی با چالش‌هایی از جمله عدم دقت در معنایابی، ناقص بودن مفهوم و... روبه‌رو بوده است؛ از این­ رو، ارائة روش منسجم، کامل و منطقی برای این امر ضروری است. مقالة حاضر با هدف ارائة این نوع از الگو، ابتدا روشی جامع و کامل را اظهار داشته، سپس با روش تحلیلی– توصیفی و بهره­گیری از همین روش به واکاوی معنای واژگان برگرفته از مادة «شری» به عنوان یکی از کلمات معرکة‌الآراء پرداخته، آن­گاه برگردان­های فارسی معاصر قرآن (آیتی، الهی‌‌قمشه‌ای، رضایی، شعرانی، صفارزاده، صفوی، فولادوند، فیض­الإسلام، مشکینی، مصباح‌زاده، معزی و مکارم­) را از جهت پایبندی دقیق آن­ها در آیات مشتمل بر این کاربرد، کاوش کرده است. برآیند پژوهش حاضر این شد که معنای اصلی این کلمه «مبادله» است که با توجه به سیاق آیه در معنای «دادن» یا «گرفتن» به‌کار رفته است؛ امری که در برگردان مترجمان نامبرده عمدتاً نارسا است. با این ‌همه، «آیتی، الهی­قمشه­ای، شعرانی و فیض­الإسلام» در پاره­ای از آیات با عباراتی مشابه به این معنا اشاره­ داشته­اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

The Method for Quranic Words’ Semantics and Criticizing the Contemporary Persian Translations of Quran (Case Study: The Root Word “Sharā”)

نویسندگان [English]

  • Kavoos Roohi Barandaq 1
  • Mohsen Faryadres 2
  • Ali Namdari Khalilabad 3

1 Associate Professor, Department of Quran and Hadith Sciences, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

2 Ph.D. Student in Quranic and Hadith Sciences, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

3 M.A. graduate of Quranic and Hadith Sciences, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

چکیده [English]

Quranic “Lexicology” as one of the most important subjects, has always been the focus of Quran researchers. Since there is no proper “method” to explain this subject, Modulation has often faced challenges, such as inaccuracy in Semantics, incompleteness of the concept, and so on. For the same reason, it is necessary to provide a coherent, complete, and logical method for this subject. Therefore, this study is to present a proper model. Firstly, it proposes a comprehensive and complete method, secondly, by using the analytical-descriptive method, it analyzes the meaning of the words derived from the root word “sharā”, on which there are different ideas. After that, the contemporary Persian equivalences of the word “sharā” in the Quran, and the strict adherence of Quran translators to the verses including this word, are examined (scholars such as Āyati, Elāhi Ghomshei, Rezāei, Sha'rāni, Saffārzadeh, Safavi, Fooladvand, Fayz al-Islam, Meshkini, Mesbāhzadeh, Moezzi, and Makārem). The present study concludes that the core meaning of the word “sharā” is “to exchange”, which according to the context of the verses, means “to give” or “to take”, although the above-mentioned translators have been incapable of expressing this kind of meaning. Nevertheless, some of the translators such as Āyati, Elāhi Ghomshei, Sha'rāni, and Fayz al-Islam, have referred to this meaning in some verses, using similar terms.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Lexicology
  • Semantics
  • Modulation
  • Root word “Sharā”
  • Quran Translation

. بیان مسأله

معنای دسته­ای از الفاظ قرآن به دلایل مختلف نیازمند درنگ و بررسی است که از دیر زمان مفسران، اهل لغت و اهل بلاغت در این زمینه به پژوهش پرداخته و در کتاب­های تفسیری، لغوی، نحوی و بلاغی با واکاوی و تحلیل از معنای این الفاظ پرده­برداری کرده­اند؛ مجموعه کتاب­هایی که با عنوان «غریب القرآن» به نگارش درآمده بهترین گواه بر تلاش­های دانشمندان اسلامی در زمینة تک­واژگان است. با وجود این تلاش­ها، نبود یک الگو و روش منسجم، علمی و دقیق در مفردات­پژوهی، غالباً ابهام واژه را به­طور کامل برطرف نمی­کند؛ شاهد این مدعا، بررسی ترجمه‌های قرآن به زبان فارسی است که در انتقال معنا با وجود نقاط مثبت، نقاط ضعف فراوانی دارند (روحی­برندق، 1394).

در زمینة روش‌ مفردات‌پژوهی دو روش «توصیفی (رابطة معنایی واژگان در یک حوزة معنایی و در یک مقطع خاص)» و «تاریخی (مطالعة تاریخی تغییرات واژگان در گذر زمان) وجود دارد (صفوی، 1387)؛ در روش توصیفی می­توان از الگوهای مختلفی مانند باهم­آیی،[1] نظم[2] و... و در روش تاریخی از الگوهای مختلفی مانند تجزیه به آحاد واژگان،[3] مربع معناشناختی،[4] ارزیابی کیفیت ترجمه،[5] روش ایزوتسو[6] و... استفاده کرد.

یکی دیگر از روش­های مفردات­پژوهی قرآنی براساس سیر تاریخی، روش مقالة حاضر است که در آن با تکیه بر روش نظری رایج و سنتی در معناشناسی مفردات قرآن (که عموماً منسجم و کامل نبوده) درصدد است الگویی منسجم و دقیق در مباحث نظری و تحلیل لغوی و سیاقی آیات بر مبنای سیر تاریخی ارائه دهد. روش حاضر با منهج‌های یادشده هم‌پوشانی‌هایی دارد، اما رویکردها کاملاً متفاوت هستند. بررسی تفصیلی این مقوله و ذکر نقاط مشترک و تفاوت­های این روش با روش های دیگر در این مقال نمی­گنجد؛ هر چند به اجمال می­توان گفت که مثلاً در روش تجزیه به آحاد به واژگان، صرفاً با توجه به کتب لغت و تفاسیر به تحلیل معنای واژه پرداخته می­شود و از توجه و گستردگی نسبت به برخی مراحل مقالة حاضر تهی است. در روش مربع‌شناسی نیز صرفاً به بافت متنی با استفاده از روابطی چون تضاد، تقابل، تناقض و... . در روش نیومارک[7] به بافت فرهنگی و در روش ایزوتسو به هم­نشینی و جانشینی و به دست آوردن دال مرکزی تمرکز شده و از دیگر مراحل بیان شده در روش حاضر خالی هستند. با این‌ همه، مطمئناً هر یک از این رویکردها دارای مزایایی هستند که آن‌ها را از جهات ذکر شده می­توان با حذف کاستی­ها، مکمل روش بیان شده در این مقاله به شمار آورد.

در راستای عینی‌سازی روش بیان شده، واژگان برگرفته از ماده «ش­-ر­-ی» بررسی شده که 25 مرتبه در 8 سوره و 23 آیة قرآن به‌کار رفته و نه‌تنها در نزد لغویان و مفسران معرکة‌الآراء است، بلکه در ترجمه­های فارسی معاصر نیز با معانی مختلفی بازتاب داده شده است.

بر این اساس، مقالة حاضر با ترسیم الگویی مناسب و دقیق، راهکار برون­رفت از چالش پیش‌رو در معنایابی واژگان را ابراز داشته، سپس با بهره­گیری از این الگو و به عنوان نمونه، مشتقات مادة «شری» در قرآن را مفهوم‌شناسی و معادل‌یابی کرده و در ادامه از میان ترجمه‌های فارسی معاصر قرآن، ترجمه‌های مشهور و دارای روش­های گوناگون ترجمه (آیتی، الهی‌‌قمشه‌ای، رضایی، شعرانی، صفارزاده، صفوی، فولادوند، فیض­الإسلام، مشکینی، مصباح‌زاده، معزی و مکارم) را به صورت تحلیلی- تطبیقی ارزیابی کرده و در نهایت ترجمة پیشنهادی را که انعکاس صحیحی از مشتقات این ریشه است، ارائه کرده است.

با توجه به آنچه گذشت، مقالة حاضر درصدد پاسخگویی به سؤال­های زیر است:

  • برای برون­رفت از چالش مفهوم­یابی و معادل‌گزینی مفردات قرآن چه الگویی پیشنهاد می­شود؟
  • معنای صحیح واژگان برگرفته از ماده «ش-ر­-ی» چیست و ترجمه­های فارسی معاصر در برگردان آن‌ها چه نارسایی‌هایی دارند؟

 

  1. ارائة الگو و راهکار در معناشناسی مفردات قرآن

همانطورکه بیان شد، روشی که مقاله حاضر درصدد ترسیم آن است، ناظر به سیر تاریخی با لحاظ مراحل چهارگانه «الف» تا «د» که در ادامه آمده، است.

 الف- فهم معنای ریشه: در این مرحله با استخراج گوهر معنایی واژه[8]، فهم معنای ریشه میسر خواهد شد. توجه به اصل معنایی از آن جهت حائز اهمیت است که ممکن است در مواقعی معنای لغوی واژه در کتب لغت یا موجود نباشد و یا دارای پراکندگی معنا باشد؛ در این­صورت با مراجعه به اصل معنایی مستخرج، این چالش مرتفع خواهد شد. برای این منظور، در میان کتب لغت اعم از فرهنگ­های عام لغت عرب یا خاص (واژگان قرآنی)، بهترین کتبی­ که به صراحت به تبیین اصل معنایی واژه پرداخته­اند به­ترتیب «معجم مقاییس اللّغة» احمد بن فارس (فرهنگ عام عرب) و «التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم» حسن مصطفوی (فرهنگ خاص) است. در این بین با توجه به اشتراکات و تفاوت دیدگاه در این دو کتاب، اصل تحلیل باید لحاظ شود.

ب- فهم معنای واژه: معنای واژه با مراجعه به کتب لغت دستة اول (نظیر کتاب­های «العین» فراهیدی، «لسان العرب» ابن منظور، «مجمع­البحرین» طریحی، «مصباح­المنیر» فیومی و...) و استخراج نظرات لغویان براساس سیر تاریخی فهمیده می‌شود؛ زیرا این مرحله با دو مزیت قابل فهم است: 1- قابل مشاهده بودن تفاوت معنا و تحلیلِ نظرِ هر نگارنده دربارة مفهوم واژه و 2- مشخص شدن تحول و سیر معنایی هر واژه. ضرورت این مسأله نیز از آنجا ناشی می­شود که از یک­سو، چه بسا یک واژه دارای گوهر معنایی متعددی باشد و معنای واژه در یکی از این اصول گنجانده شود و از سوی دیگر، به خاطر تغییرات انجام شده در هیأت واژه مانند «لازم یا متعدی، داشتن بار معنایی خاص در هر باب و...» ممکن است دارای دو یا سه معنا و یا حتی بیشتر از سه معنا باشد. تحلیل و واکاوی جزئیات این مراحل، قطعاً منجر به کشف معنای واژه خواهد شد. یادآوری این نکته ضروری است که در ادامه این مرحله و برای رسیدن به معنای صحیح باید به دیگر جنبه­هایی معناشناسی یک واژه –که عموماً در پژوهش­ها مورد غفلت واقع می­شود- مانند «اشتراک لفظی، ترادف، اضداد، وجوه و نظائر، فروق­اللغه و...» توجه کرد؛ زیرا بسیاری از محققین، برخی از واژگان را به صورت تخصصی و در حوزه­های یاد شده مورد ارزیابی قرار داده­اند.

ج- معنای واژه در فرهنگ قرآنی: از آنجاکه هر واژه در اصطلاح قرآنی دارای معنا و مصداقی است، توجه به «فرهنگ قرآنی» نیز ضروری است؛ زیرا در سیاق آیات قرآن، بعضی از واژه­ها معنای غالبی پیدا کرده­اند و این تصور را به وجود آورده که در کل بافت قرآنی نیز با این معنا به‌کار خواهد رفت. بنابراین، ضروری است بحث کافی دربارة معانی مفردات قرآنی صورت پذیرد؛ از این­رو، توجه به «معنای واژه در فرهنگ قرآنی» نیز لازم است. برای این منظور می­توان با مراجعه به کتاب‌های خاص مفردات قرآنی مانند «مفردات ألفاظ القرآن» راغب­اصفهانی و «التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم» حسن مصطفوی و بحث­های لغوی موجود در تفاسیر به استخراج معنای واژه در فرهنگ قرآنی رسید. شایان ذکر است راغب به­صورت کلی -خواه مطابق معنای لغوی یا خواه هماهنگ با کاربرد آن- خواستار ارائة معنای واژه برای بافت قرآنی بوده، اما مصطفوی علاوه ­بر توجه به گوهر معنایی -به تبع راغب و البته با گستردگی بیشتر نسبت به او- به معناشناسی واژه در کاربردهای قرآنی آن اهتمام داشته است. با این همه، مراجعه به این دو اثر، پژوهنده را از منابع تفسیری بی نیاز نمی‌کند.

د- بررسی تحلیلی جهت ارائة متناسب­ترین معنا برای واژه: در این مرحله علاوه­بر تحلیل و واکاوی مطالب سه مرحلة گذشته، ضروری است با توجه به قرائن موجود در بافت متن از جمله همراهی با حروف اضافه­، حروف جر، ساختار کلمه، وجود مفعول مستقیم یا فاعل انسانی و... متناسب­ترین معنای واژه در بافت متنی را نیز به دست آورد؛ زیرا هرچند در مرحلة سوم تقریباً معنای واژه به دست می­آید، اما در پاره­ای از اوقات، لغویان و حتی مفسران به موارد بیان شده در مرحلة چهارم بی‌توجه هستند. این مسائل را می­توان با دقت در بافت معنایی یا سیاق آیات، مراجعه به کتب لغت، نحو، بلاغت و... به دست آورد. در آخر اینکه چون الگوی ارائه شده برای مفردات­پژوهی در قرآن است، از این رو، مقصود از بافت متنی، بافت متنی قرآن است.

نمونة این سبک و روش را تقریباً و به طور کامل به صورت عملی می­توان در ادامه مقاله -که به واکاوی معنای واژة «شری» به­عنوان یکی از واژگان چالش­زا پرداخته است- مشاهده کرد:

 2-1. مفهوم ریشة «شری»

ابن فارس در واکاوی معنای ریشة واژة «شری» سه اصل معنایی برای این واژه برمی­شمارد: 1- مبادلة دو چیز، عموماً به معنای گرفتن یا خریدن و دادن یا فروختن، 2- نوعی گیاه و 3- بلندی و استواری (ابن فارس، 1404). این در حالی است که مصطفوی علاوه­ بر اینکه بسیار گسترده­تر به این مسأله پرداخته -برخلاف ابن فارس- تنها گوهر معنایی «تحصیل شی‏ء و أخذه فی جریان أمره: به­دست­آوردن و گرفتن چیزی در جریان امری» را بیان کرده و می­گوید که ممکن است برخی آن را به معنای «فروختن» در نظر بگیرند، اما واقعیت این است که اطلاق آن در مقام «بیع» به همین معنا است. بنابراین، «اشتراء» به نوعی به «اختیار: برگزیدن» اشاره دارد که باب افتعال نیز به آن اشاره دارد، چراکه «اشتراء» در این­گونه موارد با معنای «أخذوا و حصّلوا فی قبال‏ شیء: گرفتن و به­دست­آوردن در قبال چیزی» به‌کار می­رود؛ بر این اساس، وی در پایان نتیجه می­گیرد در آیاتی که گزینش این معنا سخت است، با توضیح می­توان تعارض را حل کرد؛ مانند آیة ﴿اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى﴾[9] که می­توان آن را به معنای «گرفتن و دریافت بهای اندک در قبال عهد و آیات قرآن» ذکر کرد (مصطفوی، 1368).

2-2. مفهوم لغوی واژة «شری» در فرهنگ های عموی زبان عربی

فراهیدی هرچند دو معنای «تفرق فیه‏: جدایی­افکندن» و «باع: فروختن» را در معنای واژة «شری» مطرح کرده، اما همین ماده را در باب مفاعله و استفعال به معنای «سرسختی و لجاجت کردن»‏ می‌آورد (فراهیدی، 1404). با وجود این، برخی این واژه را از جمله واژگان اضدادی[10] ذکر کرده­اند که دارای دو معنای «فروختن» و «خریدن» است (طریحی، 1375؛ فیومی، 1414؛ انباری، 1407؛ حلبی‌اللّغوی، 1963م. و بطرس، 1424م.). این در حالی است که ابن منظور تنها معنای «فروختن» (ابن منظور، 1414) و طریحی علاوه ­بر مفهوم «فروختن» برای ثلاثی مجرد این واژه، معنای «استبدال» را نیز برای ثلاثی مزیدِ باب افتعال آن بیان می­دارد (طریحی، 1375).

در راستای معانی بیان شده، کتب وجوه و نظائر به سه وجه «شراء: خریدن» «باع: فروختن» و «اختیار: برگزیدن» اشاره کرده­اند (عود، 1409؛ ابن‌سلیمان بلخی، 1427؛ دامغانی، 1980م. و ابن­جوزی، 1407)، اما محمد نورالدین منجد معتقد است صاحبان کتب وجوه و نظائر در ذکر این معانی دچار اختلاط بین «شراء» و «اشتراء» شده­اند؛ زیرا این دو کلمه را به مثابة لفظ واحد -شری- قرار داده­ و سه معنای «باع»، «شراء» و «اختیار» را برای آن دو بیان کرده­اند؛ در حالی ­که اصل «بیع» و «اشتراء» در حقیقت «مبادلة الشیء بثمنه: مبادلة چیزی با ثمن» بوده -که ثمن در آن همراه با حرف «باء» است- و از این رو، فروشنده، «بها» و مشتری، «کالا» را می­گیرد. بنابراین، وی می­گوید هرچند اشتراء عموماً به اختیار اشاره دارد، اما این به آن معنا نیست که می­توان «اختیار» را بجای «اشتراء» -که در آن مبادلة ثمن وجود دارد- به کار برد؛ زیرا در آیاتی که این واژه به‌کار رفته از دو عنصر «کالا» و «ثمن» استفاده شده است. توضیح آنکه اختیار در برگزیدن چیزی در عوض چیز دیگر بوده، بدون اینکه ثمنی در قبال آن پرداخت شود، در حالی­که در آیاتی نظیر ﴿أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلالَةَ بِالْهُدَی﴾[11] کالا «ضلالت» و ثمن «هدایت» است؛ بنابراین، برای واژة «اشتراء» در قرآن معنای «مبادله» صحیح است (منجد، 1414).

در هر حال، بررسی کتب لغت حاکی از این است که عمدة معانی بیان شده برای معنای لغوی واژة «شری»، «خریدن»، «فروختن»، «مبادله­کردن»، «برگزیدن» و «گرفتن و به­دست آوردن» است.

2-3. مفهوم «شری» در فرهنگ های اختصاصی قرآنی

راغب­اصفهانی با تأکید بر مفهوم «مبادله­» در رد و بدل کردن متاعی در برابر متاع دیگر، تصریح می­کند که لفظ «بیع: فروختن» و «شِرَاء: خریدن» هر کدام به جاى دیگرى نیز به‌کار مى‏روند (راغب اصفهانی،1412) با این تفاوت که کاربرد «شَرَیْتُ‏» بیشتر در معنى «بعت» و «ابتعت» بیشتر بجاى «اشْتَرَیْتُ» است (همان: 453). مفسران نیز ضمن اشاره به دو معنای «خریدن»[12] و «فروختن»[13]، مفهوم «مبادله و برگزیدن»[14] را نیز بیان کرده و عمدتاً دلیل خاصی برای آن نیاورده‌اند؛ با این حال، طبری با تأکید بر معنای «استبدال» برای «اشتراء»، معانی «خریدن، فروختن، گرفتن و اختیار کردن» را برای تفسیر و توضیح بیشتر کلمة «استبدال» لحاظ می‌کند (طبری، 1412). برخی نیز با تأکید بر این معنا، آن را از سنخ مجازی یا استعاری برای اشتراء ذکر می­کنند (زمخشری، 1407 و آلوسی، 1415).

 طبرسی نیز به تبع آلوسی این واژه را از اضداد به‌شمار آورده و در غالب موارد معنای «استبدال» و «اختیار» را نیز بیان می‌کند (طبرسی، 1372). فضل­الله نیز مانند دیگر مفسران در اغلب موارد معنای «استبدال» را بدون ارائه دلیل برمی­گزیند (فضل‌الله، 1419)، اما در برخی موارد نیز معنای «خریدن» و «فروختن» را بیان می‌کند (همان: 126 و 143).

علامه طباطبایی در آیات مختلف، ثلاثی مجرد واژة «شری» را به معنای «فروختن» (طباطبایی، 1417) و ثلاثی مزید آن را به معنای «خریدن» بیان کرده (همان: 2643) و اغلب سیاق آیات را دلیلی بر آن دانسته است (همان: ج 2، 100؛ ج ‏9، 395 و ج ‏11، 108). با وجود این، ایشان در برخی موارد به معنای «اختیار بهاى اندک بر احکام خدا» و معنای «مبادله­کردن» نیز تأکید دارد (همان: ج‏ 3، 264 و ج 4، 418)

علامه جوادی­آملی با طرح همان سه احتمالِ «خریدن»، «فروختن» و «مبادله» برای اشتراء، معنای دوم را به دلیل وضع اصلی واژه مبنی بر پرداخت بها و دریافت کالا ترجیح می‌دهد (جوادی­آملی، 1389). با وجود این، وی بر آن است که اشتراء در آیة ﴿بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ﴾[15] به معنای «خریدن» است؛ زیرا طبق عقیدة بنی‏اسرائیل و سایر کافران، آن­ها باید هویت خود را باز یافته و جان خود را آزاد سازند؛ بنابراین، چنین پنداشتند که با انکار نبوت رسول اکرم‏ (ص)، هویت خویش را باز می‏یابند؛ از این ‏رو، از این کار نابخردانه به «اشتراء» تعبیر شده است (جوادی­آملی، 1389). افزون بر این‌ها، صاحب تفسیر تسنیم، اشتراء در آیة ﴿أُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلالَةَ بِالْهُدَ﴾[16] را با توجه به عدم تملک «هدایت» و «ضلالت» برای کافران، معنای «اختیار و برگزیدن (گمراهی بر هدایت)» را از قول دیگران ابراز داشته (همان: 309) و معنای «استبدال» (تبدیل ایمان به کفر) را در آیاتی نظیر ﴿فَبِئسَ ما یَشتَرون﴾[17] نیز ذکر می­کند (جوادی‌آملی، 1389 و1390).

در هر حال، «شری» در نزد مفسران به معنای «فروختن» و «اشتراء» با وجودی که در اصل به معنای «خریدن» است، اما در بسیاری از موارد با مفهوم «استبدال» (تبدیل کردن)، گاهی به معنای «اختیار» (برگزیدن یا ترجیح دادن) و به ندرت در معنای «فروختن» ذکر شده است.

2-4. بررسی تحلیلی مفهوم واژگان برگرفته از «ش‌ری»

بر اساس آنچه بیان شده، تمامی معانی متصور برای واژگان برگرفته از ماده «ش-ر­-ی» در کتب لغت و تفسیر عبارتند از: «خریدن»، «فروختن»، «برگزیدن»، «اختیار کردن»، «استبدال» و «گرفتن و به­دست­آوردن».

آنچه در تحلیل محتوایی واژة «شری» موردنظر است، توجه به سه نکته است: 1- اصل یا گوهر معنایی واژه، 2- معنای لغوی واژه و 3- کارکردهای واژه در قرآن. قبل از بررسی این سه مؤلفة مهم، لازم است ساختارهای صرفی این واژه را که در تبیین مفهوم لغوی آن بسیار راهگشا است، بیان کرد.

ساختارها صرفی واژگان برگرفته از مادة «ش-ر-ی» عمدتاً به دو دسته تقسیم می­شوند:

الف- اشتقاق از «ثلاثی مجرد» در حالت «شری» در آیة ﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ﴾[18] و در حالت «شری + بـ» در آیة ﴿وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ﴾[19] (بقره/ 102).

ب- ثلاثی مزید از باب «افتعال» به صورت «اشتراء» در آیة ﴿وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ﴾[20] و «اشترا+ بــ» در آیة ﴿أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى﴾[21].

با قطعیت می­توان گفت معنای لغوی واژة «شری»، «فروختن» و مفهوم لغوی «اشتراء»، «خریدن» است. آنچه این معانی را تأیید می­کند، سازگاری با ظاهر آیه است. اما نکتة مهم در این تقسیم­بندی که لغت‌شناسان و غالب مفسران بدان بی­توجه بوده­اند، وجود حرف «باء» بوده که نقش بسیار مهمی در مفهوم­شناسی این واژه دارد؛ توضیح آنکه این حرف که یکی از معانی آنْ تعویض، تبادل و مقابله است به معنای «مقابلة بین دو چیز بوده که در آن چیزی داده و چیز دیگر گرفته می­شود» است (ابن هشام، بی­تا؛ عکبرى، بی­تا؛ استرآبادى، 1384 و سیوطى، بی­تا). بنابراین، هنگام وضع به همراه فعل، بعضاً به معنای «جایگزین یا تعویض کردن» بوده و در آن دادوستد مطرح است؛ مثلاً وقتی گفته می­شود «استبدل الکتاب بالجریدة» یعنی «کتاب را جایگزین روزنامه کرد/ کتاب را با روزنامه عوض کرد». در واقع می­توان گفت این نکته دقیقاً همان معنای لغوی­ای را که پیشتر اشاره شد، تأیید می­کند؛ زیرا از یک‌سو بدون حرف «باء»، معنای لغویِ ثلاثی مجرد آن «فروختن» و مفهوم ثلاثی مزید آن، «خریدن» است و از سوی دیگر، معنای همین دو ساختار به همراه باء تعویضیه، «جایگزین کردن» است؛ زیرا این بدان معنا است که شخص روزنامه را «داده» و کتاب را «گرفته» است. از این­رو، می­توان چنین گفت که معنای لغوی این واژه در ساختارهای مختلف آن عبارت است از:

  • «شری» - بـ = فروختن
  • «شری» + بـ = تعویض یا جایگزین کردن
  • «اشتراء» - بـ = خریدن
  • «اشتراء» + بـ = تعویض یا جایگزین کردن

و اصل معنایی واژگان برگرفته از «ش-ر-ی»، نیز «مبادله: رد و بدل کردن» است؛ زیرا همان­طور که مشخص است در «خریدن»، «فروختن» و «تعویض و جایگزینی» نوعی رد و بدل وجود دارد؛ یعنی چیزی «داده» و چیزی «گرفته» می­شود.

با این همه، نحویان در ورود این باء بر «اعواض» یا «مثمن» دارای اختلاف هستند؛ زیرا بعضی دخول باء در آیاتی نظیر ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا﴾[22] را بر هر دو جایز دانسته است (بابتى، بی­تا). برخی دیگر نیز تنها دخول آن بر «اعواض (اثمان یا غیر آن)» در آیة ﴿ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[23] را از نوع حسی یا معنوی را جایز دانسته (صبان، بی­تا و ابن هشام، بی­تا) و برخی دیگر نیز بدون اشاره به دخول آن بر اعواض یا مثمن، تنها به مثالی مانند «اشتریت بمائة جنیه» اکتفا کرده­اند (عکبرى، بی­تا؛ استرآبادى، 1384 و سیوطى، بی­تا). بر این اساس، در حقیقت باء معوضه هم بر «آنچه داده می­شود (فروختن)» و هم بر «آنچه گرفته می­شود (خریدن)» وارد می­آید؛ زیرا در آیاتی نظیر آیة ﴿ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏﴾[24] باء مقابله بر آنچه داده داده شده (جان و عمل)، وارد آمده و در آیة ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا﴾[25] و عبارات «کافأت إحسانه بضعف» و «اشتریت بمائة جنیه» بر آنچه گرفته می­شود (ثمن، دو برابر و صد پوند) وارد آمده است.

بر این پایه برای مشخص شدن محل ورود باء مقابله بر اعواض (ثمن) یا مثمن در تمامی کارکردهای قرآنی این واژه باید توجه داشت که «مبادله» در پاره­ای از آیاتْ بدون باء و با معنای «خریدن» (گرفتن) لحاظ شده است؛ مثلاً در آیة ﴿وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ﴾[26]. در برخی دیگر نیز با معنای «فروختن(دادن)» آمده است؛ مانند آیة ﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ﴾[27]. با این‌ همه، این مبادله در بیشتر موارد همراه با حرف معوضة باء و در همان معنای «خریدن» (گرفتن) مشاهده می‌شود؛ مانند آیة ﴿أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى﴾[28]. در برخی نیز معنای «فروختن» (دادن) ملاحظه می‌شود؛ مانند آیة ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی‏ ثَمَناً قَلیلاً ﴾[29].

مطالعة کارکردهای بیان شده نشان می­دهد که: اولاً این باء گاهی بر «آنچه گرفته شده» (خریدن) در آیات 90 و 102 سورة بقره و آیة 20 سورة یوسف و در بقیة موارد بر «آنچه داده شده» (فروختن) وارد می­شود. ثانیاً باء معوضه در ثلاثی مجرد مادة «ش-ر-ی» از یک­سو این باء همیشه پیوسته و بلافاصله بعد از فعل آمده و از سوی دیگر، نه تنها معنای لغوی، بلکه فضای آیه نیز اقتضای معنای «فروختن» (دادن) را دارد. اما دربارة کارکردهای ثلاثی مزید این واژه، حرف «باء» گاهی بلافاصله بعد از فعل و گاهی با فاصله آمده است؛ آنجا که بدون فاصله بیان شده به معنای «فروختن» و آنجا که با فاصله آمده به معنای «خریدن» است؛ یعنی معنای لغوی مشتقات مادة «ش-ر-ی» در حقیقت به­صورت زیر است؛ نه آن طور که پیشتر ارائه شد:

  • «شری» = فروختن
  • «شری» بـ = فروختن
  • «اشتراء» = خریدن
  • «اشتراء» بـ = فروختن
  • «اشتراء» ... بـ = خریدن

با توجه به این دو نکته، «باء» معوضه و معنای آن [«جایگزین کردن» یا «تعویض کردن»] در تمامی کارکردهای قرآنی این ماده جاری و ساری نیست؛ از این رو، در کنار معنای لغوی در زیر با بررسی ترجمه­های فارسی معاصر، واژگان برگرفته از مادة «ش-ر-ی» را با استفاده از کارکردهای مختلف آن در مورد قرآنی نیز مورد بررسی قرار می­گیرد تا بتوان معنایی مناسب و در راستای مفهوم لغوی و کارکرد آیه ارائه داد. آنچه با قاطعیت می­توان اعلام کرد این است که اصل معنایی واژگان برگرفته از مادة «ش-ر-ی»، «مبادله: رد و بدل کردن ثمن با مثمن» و معنای هریک نیز با توجه به مخاطب جمله متفاوت است. به عبارت دیگر، با توجه به معنای لغوی، آنجا که مخاطب چیزی را به ظاهر «فروخته» به مفهوم «دادن» و جایی­که چیزی «خریده» به مفهوم «گرفتن» است.

  1. ارزیابی برگردان­های مشتقات واژة «شری» براساس معنای واژه در فرهنگ قرآنی

بافت متنی آیاتی که از واژة «شری» در آن‌ها استفاده شده، گویای این است که هشت گونة کارکرد برای این واژه متصور است؛[30] از این رو، برای اینکه مشخص شود معانی ذکر شده با مفهوم تمام آیه دارای چالش نیست، برگردان­های فارسی معاصر قرآن در ادامه مورد ارزیابی قرار می­گیرد؛ با این توضیح که در ارائة معنا برای هر یک از کاربردهایی که در ادامه ارائه خواهد شد، تحلیل بیان شده و به طور مشخص «فرهنگ قرآنی» مورد توجه است.

3-1. ترجمة شراء ظاهری

 این استعمال در آیة ﴿وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ﴾[31] و آیة ﴿وَ قالَ الَّذِی اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِه﴾[32] به‌کار رفته است. براساس آنچه در تحلیل لغوی مادة «ش-ر-ی» گذشت، واژة «شرو» از «شری» در آیة اول به معنای «فروختن» و «اشترا» از «اشتراء» در آیة دوم به معنای «خریدن» است. کارکرد این دو آیه نیز همین معانی را تأیید می­کند؛ زیرا در آن دو امر مادی [«حضرت یوسف» و «ثمن»] با یکدیگر «مبادله» شدند.

همان­طور که در جدول (1) ملاحظه می‌شود، تمام مترجمان معنای صحیحی از این واژه ابراز داشته­اند.

جدول 1. ترجمة شراء ظاهری

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه­ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض ‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

یوسف/ 20

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختندش

فروختند

یوسف/ 21

خریده بود

خریدارى کرد

خرید

خرید

خریدارى کرد

خرید

خریده بود

خرید

خریده بود

خریدش

خرید

 

3-2. ترجمة شراء نفس

این ترکیب در آیة ﴿بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ﴾[33]، آیة ﴿وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ﴾[34]، آیة ﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ﴾[35] و آیۀ ﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ﴾[36] به کار رفته است.

طبق معنای لغوی، مفهوم مادة «شری» در سه آیة ابتدایی، «فروختن» و در آیة 111 توبه، معنای «خریدن» است؛ اما با این معادل، بافت متنی آیه با اشکال مواجه است؛ زیرا طبق معنای لغوی، «نفس» و «ثمن» از جمله امور مادی­ تلقی شده­اند که قابل «خرید و فروش» هستند؛ در حالی­که «نفس» قابل خرید و فروش نیست تا گفته شود نفس در عوضِ ثمن گرفته شده، خریده یا فروخته شد. بنابراین، این معادل­ها مناسب معنای آیه نیست.[37] از این ­رو، با توجه به تحلیل لغوی و بافت متنی آیات 90، 102 و 207 سورة بقره، «نفس» فروخته شده با معادل «دادن» و در آیة 111 سورة توبه، «نفس» خریده شده با معادل «پذیرفتن» مناسب است.

همان­طور که در جدول (2) مشاهده می‌شود مترجمان در ترجمة سه آیة سورة بقره، معانی «خریدن» (فولادوند، 1418)، «فروختن» (همة مترجمان)، «فروختن و از دست دادن» (فیض‌الإسلام)، «معامله کردن» (آیتی، 1374 و الهی‌‌قمشه‌ای،1380)، «فدا کردن» (آیتی، 1374) و «گذشتن» (الهی‌‌قمشه‌ای،1380) و در آیة 111 سورة توبه، همة مترجمان معنای «خریدن» را برشمرده­اند که در این بین تنها معنای صحیح در ترجمة آیتی و الهی‌قمشه­ای آن ­هم در آیة 207 بقره -که به صورت «فدا کردن» و «گذشتن» معنا شده است- قابل مشاهده است.

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه­ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض ‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

بقره/ 90

معامله‏اى کردند

معامله‏اى کردند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

بقره/ 102

فروختند

فروختند

فروختند

فروختند

مى‏‌فروختند

فروختند

خریدند

فروختند و از دست دادند

فروختند

فروختند

فروختند

بقره/ 207

فدا کند

درگذرند

مى‏فروشد

می‌فروشد

مى‏فروشد

مى‏فروشد

مى‏فروشد

میفروشد

مى‏فروشد

بفروشد

مى‏فروشند

برائت/ 111

خرید

خریدارى کرده

خریدارى کرده

خرید

خریدارى فرمود

خریده است‏

خریده است

خرید

خریدارى کرده

خرید

خریداری کرد

جدول 2. ترجمة شراء نفس

3-3. ترجمة شراء دنیا و آخرت

این کارکرد در آیة ﴿أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ﴾[38] و آیة ﴿الَّذینَ یَشْرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ﴾[39] قابل مشاهده است.

برخلاف معنای لغوی، ترجمة صحیح و قابل فهم برای مخاطب در این آیه، «خریدن» نیست؛ زیرا همان­طور که مشخص است این امور از مسائل غیر مادی­ای است که قابل خرید و فروش نیست؛ از این رو، براساس بافت متنی و نظر به آیات مختلف، نظیر آیة ﴿ذَالِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا عَلىَ الاَخِرَةِ﴾[40] و آیة ﴿الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا عَلىَ الاْخِرَةِ﴾[41] (که در آن کافران، حیات دنیا را بر آخرت ترجیح داده و آن را برگزیدند/ بیشتر از زندگى آخرت دوست دارند)، معنای «ترجیح دادن» را در ترجمة آیة موردنظر باید لحاظ داشت. همان­طورکه در جدول (4) قابل مشاهده است، مترجمان معانی«خریدن» (آیتی، 1374؛ الهی‌‌قمشه‌ای، 1380؛ شعرانی، 1374؛ صفارزاده، 1380؛ صفوی، 1388؛ فولادوند، 1418؛ مشکینی، 1381 و معزّی، 1372)، «خریدند » (برگزیدند) (فیض­الإسلام، 1378)، «فروختن» (الهی‌‌قمشه‌ای، 1380؛ صفارزاده، 1380؛ فیض­الإسلام، 1378؛ مشکینی، 1381؛ معزّی، 1372 و مکارم، 1373)، «دادن» (آیتی، 1374)، «مبادله کردن (رضایی، 1383 و صفوی، 1388) یا سودا کردن (فولادوند، 1418)» را در ترجمة خود بازتاب داده­اند که در این بین تنها فیض­الإسلام آن ­هم در آیة 86 سورة بقره، ترجمه­ای نسبتاً صحیح از واژة «شری» به صورت «خریدن» (برگزیدن) ارائه داده است که به نوعی با معنای ترجیح دادن هم‌پوشانی دارد.

جدول (3): ترجمة شراء دنیا و آخرت

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی‌ قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

بقره/ 86

خریدند

خریده

مبادله کردند

خریدند

خریدار شده‏اند

خریده‏اند

خریدند

خریدند

(برگزیدند)

خریدند

خریدند

فروخته‏اند

نساء/ 74

دادند

 

مى‏فروشند

 

مبادله کرده‏اند

 

خریدند

 

بفروشند

 

مبادله مى‏کنند

 

سودا مى‏کنند

 

می‌فروشند

 

مى‏فروشند

 

مى‏فروشند

 

فروخته­اند

 

3-4. ترجمة شراء ضلالت و هدایت

استعمال ترکیب «شراء، ضلالت و هدایت» در آیة ﴿أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى﴾[42]، آیة ﴿أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى﴾[43] و آیة ﴿یَشْتَرُونَ الضَّلالَة﴾[44] صورت گرفته است.

طبق مفهوم لغوی، معنای «اشتراء» در این آیات «خریدن» است، اما با توجه به اینکه ضلالت و هدایت از امور مادی نیستند که قابل خرید و فروش باشند به نظر می­رسد معنای سه آیة فوق -که از نوع گرفتن یا خریدن ضلالت است- «ترجیح دادن» است؛ یعنی زندگی دنیا را گرفتند و ترجیح دادند و آخرت را دادند و ترجیح ندادند. برخلاف واقع، مترجمان در ترجمة این واژه (در جدول (3))، معانی «خریدن» (همة مترجمان)، «فروختن» (مکارم، 1373)، «مبادله کردن» (رضایی، 1383 و مکارم، 1373) و «برگزیدن» (آیتی، 1374) یا «اختیار کردن» (الهی‌‌قمشه‌ای، 1380) را در نظر گرفته­اند که در این بین صحیح­ترین معنا از سوی آیتی و الهی‌قمشه­ای در آیة 175 سورة بقره به صورت «برگزیدن یا اختیار کردن» ارائه شده است.

جدول 4. ترجمة شراء ضلالت و هدایت

 

آیه

 

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض ‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

بقره/ 16

خریدند

خریدند

مبادله کردند

خریدند

خریده‏اند

خریده‏اند

خریدند

خریدند

خریدند

خریدند

فروخته‏اند

بقره/ 175

برگزیدند

اختیار کردند

مبادله کردند

خریدند

خریده‏اند

خریده‏اند

خریدند

خریدند

خریده‏اند

خریدند

مبادله کرده‏اند

نساء/ 44

مى‏خرند

خریدار

مى‏خرند

می‌خرند

مى‏خرند

خریدار

مى‏خرند

می‌خرند

مى‏خرند

مى‏خرند

می­خرند

 

3-5. ترجمة شراء کفر و ایمان

 این نوع کاربرد در آیة ﴿إِنَّ الَّذینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِیْمانِ﴾[45] بیان شده است. از آنجا که کفر و ایمان قابل خرید و فروش نیست، از این رو، ترجمة آیه به معنای لغوی درست نخواهد بود، بلکه با توجه به آیة ﴿وَ مَن یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْایمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیل﴾[46] ترجمة «ترجیح دادن» پیشنهاد می­شود. اما مترجمان معادل­های «مبادله کردن» (رضایی، 1383) و «خریدن» (دیگر مترجمان) را برای آن برشمرده‌اند. همان­طورکه در جدول (5) مشخص است، هیچ­یک از مترجمان به معنای صحیح و یا حداقل نزدیک به معنای صحیح را ارائه نداده است.

جدول 5. ترجمة شراء کفر و ایمان

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض‌ الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

آل‌ عمران/ 177

خریدند

خریدار

مبادله کردند

خریدند

خریدارى کردند

خریده‏اند

خریدند

خریدند

خریدند

خریدند

خریدارى کردند

 

3-6. ترجمة شراء آیات و کتاب خدا

 این شیوه کارکرد در آیة ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی‏ ثَمَناً قَلیلاً﴾[47]، آیة ﴿لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً﴾[48]، آیة ﴿وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلا ﴾[49]، آیة ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی‏ ثَمَناً قَلیلاً﴾[50]، آیة﴿وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ﴾[51]، آیة﴿لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلیلاً﴾[52]  و آیة ﴿اشْتَرَوْا بِآیاتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلیلا﴾[53] آمده است. طبق معنای لغوی، این کاربرد با معادل «نفروشید» مناسب است، اما مانند دیگر کاربردهای بیان شده باید معنای «ترجیح دادن» را در ترجمه لحاظ کرد؛ یعنی مرا با بهای اندک «ندهید و ترجیح ندهید». هر چند مترجمان معادل­های «خریدن» (معزّی، 1372 و مکارم، 1373)، «ستاندن» (آیتی، 1374 و معزّی، 1372)، «بردن» (آیتی، 1374)، «گرفتن» (آیتی، 1374 و شعرانی، 1374) و «به­دست آوردن» (مشکینی، 1381) «فروختن (دادن)» (بجز شعرانی و مشکینی، بقیة مترجمان)، «مبادله­کردن» (رضایی، 1383 و صفوی، 1388)، «بدل گرفتن» (شعرانی، 1374)، «عوض گرفتن» (همان: 72، 73 و 175) و «معامله­کردن» (آیتی، 1374؛ الهی­قمشه­ای، 1380؛ رضایی، 1383؛ صفارزاده، 1380؛ صفوی، 1388 و فولادوند، 1418) را برای آن برشمرده­اند. با دقت در ترجمه­ها در جدول (6)، بهترین و نزدیک­ترین ترجمة مورد پذیرش، معانی «دادن» از سوی فیض­الإسلام، «بدل گرفتن» و «عوض گرفتن» توسط شعرانی است.

جدول 6. ترجمة شراء آیات و کتاب خدا

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

بقره/ 41

مفروشید

نفروشید

مبادله نکنید

مخرید

نفروشید

نفروشید

نفروشید

مفروشید

به دست نیاورید

نفروشید

نفروشید

بقره/ 79

برند

بفروشند

مبادله کنند

بگیرند

به دست آورند

به دست آورند

به دست آرند

بفروشند

به دست آورند

بخرند

بفروشند

بقره/ 174

بستانند

فروشند

مى‏فروشند

بدل میگیرند

مى‏فروشند

مى‏فروشند

به دست مى‏آورند

میخرند

به دست مى‏آورند

بفروشندش

مى‏فروشند

آل ‌عمران/ 187

گرفتند

فروختند

فروختند

عوض گرفتند

بدست آوردند

مبادله کردند

به دست آوردند

گرفتند

به دست آوردند

فروختندش

فروختند

آل‌ عمران/ 187

معامله‏اى کردند

معامله‏اى کردند

مى‏خرند

عوض میگیرند

معامله‏اى کردند

خریدارى مى‏کنند

معامله‏اى کردند

میستانند

به دست مى‏آورند

ستانند

مى‏خرند

آل ‌عمران/ 199

نمى‏فروشند

نفروشند

نمى‏فروشند

عوض نمیکنند

نمى‏فروشند

نمى‏فروشند

نمى‏فروشند

نمیدهند

به دست نمى‏آورند

نفروشند

نمی­فروشند

مائده/ 44

مفروشید

معامله نکنید

نفروشید

بدل مگیرید

نفروشید

مفروشید

مفروشید

نفروشید

به دست نیاورید

نفروشید

نفروشید‏

توبه/ 9

فروختند

فروختند

فروختند

عوض گرفتند

فروختند

فروخته‏اند

فروختن

فروختند

به دست آوردند

فروختند

فروختند

3-7. ترجمة شراء عهد و میثاق الهی

این ترکیب تنها در آیة ﴿وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلیلاً﴾[54] و آیة ﴿إِنَّ الَّذینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلیلاً﴾[55] به کار رفته است. برای ارائة ترجمة دقیق و قابل فهم­تر برای مخاطب، می‌توان به آیۀ ﴿قُلْ أَ تخَّذْتمُ‏ عِندَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَن یخُلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلىَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُون﴾[56] استناد کرد که اشاره به گرفتن عهد از نزد خدا شده است. بنابراین، منظور از آیات فوق که می­گوید «عهد خدا را به بهای اندک نفروشید» این است که «عهد خدا را بگیرید و با بهای اندک که دنیا باشد، ندهید و معاوضه نکنید». بدین منوال بهترین و صحیح‌ترین معنا برای لفظ «شری» در آیات فوق، «ترجیح دادن» است، اما مترجمان معادل‌های «ستاندن» (فیض­الإسلام، 1378 و مشکینی، 1381)، «گرفتن» (فیض­الإسلام، 1378)، «به­دست آوردن» (مشکینی، 1381)، «فروختن» (بجز شعرانی، فیض­الإسلام و مشکینی بقیة مترجمان)، «مبادله کردن» (مکارم، 1373)، «عوض گرفتن» (شعرانی، 1374) و «معامله کردن» (الهی­قمشه­ای، 1374) را در نظر گرفته­اند که ترجمة شعرانی به «عوض گرفتن» صحیح­ترین است.

جدول 7. ترجمة شراء عهد و میثاق الهی

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه­ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض ‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

آل عمران/ 77

مى فروشند

بفروشند

مى‏فروشند

عوض میگیرند

مى‏فروشند

مى‏فروشند

مى‏فروشند

میگیرند

به دست مى‏آورند

بفروشند

مى‏فروشند

نحل/ 95

مفروشید

معامله نکنید

نفروشید

عوض مگیرید

نفروشید

مفروشید

مفروشید

مستانید

نستانید

نفروشید

مبادله نکنید

3-8. ترجمة شراء سخن حق و باطل

 این ترکیب در آیة ﴿فَیُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَری بِهِ ثَمَناً﴾[57] و آیة ﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ﴾[58] ذکر شده است. در ارائه و بیان ترجمة دقیق و قابل وضوح برای خواننده از آیات فوق باید در ترجمة مادة «شری» علاوه بر در نظر گرفتن معنای لغوی به اصل معنایی و کاربرد قرآنی آن نیز نظر داشت؛ زیرا حق و باطل چیز مادی نیست که قابل خرید و فروش باشد. از این رو، هر دو آیه باید به معنای «ترجیح دادن» ترجمه شود. این در حالی است که مترجمان معانی «گرفتن» (الهی‌‌قمشه‌ای، 1381 و شعرانی، 1374)، «به­دست آوردن» (مشکینی، 1381)، «خواستن» (فیض­الإسلام، 1378) «فروختن» (رضایی، 1383؛ صفارزاده، 1380؛ صفوی، 1388؛ فولادوند، 1418؛ معزّی، 1372 و مکارم، 1373) و «دگرگون کردن» (آیتی، 1374) را در آیة 106 سوره مائده و معنای «تهیه کردن» (الهی‌قمشه‌ای، 1381) و «خریدن» (بقیة مترجمان) را در آیة 6 سوره لقمان ذکرکرده­اند که هیچ­یک از مترجمان، معنای صحیحی را از آن افاده نکرده­اند.

جدول 8. ترجمة شراء سخن حق و باطل

 

 

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض

الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

لقمان/ 6

خریدار

تهیّه مى‏کند

مى‏خرد

میخرد

مى‏خرند

مى‏خرد

خریدارند

خریدارى می‌کند

مى‏خرند

مى‏خرد

می­خرند

مائده/ 106

دگرگون نکنیم

بهایى نمى‏خواهیم

نمى‏فروشیم

نگرفته‏ایم

نمى‏فروشیم

نمى‏فروشیم

نمى‏فروشیم

نخواسته

به دست نمى‏آوریم‏

نفروشیمش

بفروشیم

3-9. ترجمة شراء سحر

مرجع ضمیر«ه» به همراه مصدر ثلاثی مزید از باب افتعال در مادة «شری» در آیة ﴿وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ﴾[59] به واژة سحر برمی‌گردد. با توجه به معنای لغوی، مفهوم واژه در آیه عبارت از «خریدن» سحر است. این در حالی است که با توجه به اینکه این مبادله از نوع خرید و فروش مادی نیست، این معنا به واقع نزدیک نیست؛ بنابراین، با توجه به بافت متنی، معنای «ترجیح دادن» را باید در ترجمه آیه لحاظ داشت. اما در ترجمه‌های فارسی معاصر معادل­های «تهیه کردن» (الهی­قمشه­ای، 1381) «فراگرفتن» (فیض‌الإسلام، 1378) و معنای «خریدن» (بقیة مترجمان) به‌کار رفته است که گویی هیچ­یک از مترجمان، ترجمة دقیقی از این واژه در این آیات ارائه نداده­اند.

جدول 9. ترجمة شراء سحر

 

 

آیه

مترجــــــــــم

آیتی

الهی ‌قمشه‌ای

رضایی

شعرانی

صفارزاده

صفوی

فولادوند

فیض‌الإسلام

مشکینی

معزّی

مکارم

بقره/ 102

خریداران

تهیه می­کند

خریدار

خرید

خریدار

خریدار

خریدار

هر که جادو را فراگیرد

خریدار

بخرد

خریدار

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی مطالب گفته باید دقت داشت که سیر رسیدن به معنای واژة «شری»، ناظر به ادب عرب و فرهنگ قرآن بود که با طی این مسیر، معنای واقعی واژه مستفاد شد. پس از آن و برای انتقال ترجمة واژه، ابتدا معادل فصیح «ترجیح دادن» لحاظ و سپس ترجمه‌های فارسی در تمامی آیاتی که ریشة «ش‌ری» در آن‌ها به کار رفته است، ارزیابی شدند.

حاصل پژوهش حاضر برای مفهوم­شناسی واژگان برگرفته از مادة «شری» با تکیه­ بر الگوی ارائه ­شده در مفردات­پژوهی تاریخی قرآن و با توجه به سؤالات و فرضیه­های تحقیق این است که:

1- روش ارائه شده بدین صورت است که ابتدا باید اصل معنایی واژه استخراج و سپس با پی‌جویی معنای واژه در نظر لغویان، معنای مشتقات برگرفته از آن فهم شود. در مرحله‌ اخیر، تأکید بر فرهنگ عرب، اشتراک لفظی، وجوه و نظائر، فروق اللغه و اضداد واژگان و مباحث لغوی تفاسیر است. در ادامه با رجوع به کتب خاصِ مفردات قرآنی و مباحث لغوی تفاسیر، معنای واژه در بافت آیه مورد نظر و آیات مربوطه فهم می‌شود. در مرحله‌ بعدی با تحلیل کلی مطالب و توجه به بافت و سیاق قرآنی، معنای واقعی ارائه می‌شود. در مرحله‌ پایانی نیز سعی می‌شود معادل فصیح واژه پیدا و سپس با آن خروجی، ترجمه‌های فارسی معاصر ارزیابی شوند.

2- اصل معنایی مادة «ش-ر-ی»، «مبادله کردن»، معنای لغوی آن با توجه به ساختار واژه، «خریدن» و «فروختن» و معادل‌های آن در کاربردهای قرآنی «خریدن»، «فروختن»، «دادن»، «پذیرش» و «ترجیح دادن» است.

3- مترجمان عموماً در ترجمة واژه «شری» معانی «خریدن»، «فروختن»، «مبادله کردن» و... آورده‌اند. این معادل حاکی از این است که مترجماً غالباً به معنای لغوی واژه توجه داشته­اند و به کاربردهای آن بی‌توجه بوده­اند؛ زیرا با توجه به کاربردهای این واژه، بهترین سبک ترجمه مبتنی بر تفسیر آیات است. از این ­رو، می­توان گفت مترجمان نامبرده عمدتاً در افادة معنای آن کم‌دقتی کرده­اند؛ هر چند در این بین برخی نیز همچون «آیتی، الهی­قمشه­ای، شعرانی و فیض­الإسلام» آن هم در پاره­ای از آیات از این سبک پیروی کرده­اند. همچنین یادآوری این نکته ضروری است که مترجمان عنصر یکسان­سازی را در ترجمة مشتقات مادة «ش-ر-ی» به صحیح رعایت نکرده‌اند.

 

تعارض منافع

تعارض منافع ندارم.

 

[1] . باهم­آیی، کاربرد معمول دو یا چند واژه با یکدیگر است که به‌دلیل بسامد وقوع بالا، نمی­توان آن را تصادفی دانست (پالمر، 1971). برای نمونه، ن. ک: امیری‌فر، محمد و همکاران (1395).

[2] . برای نمونه، ن. ک: مقیاسی، حسن و فرجی، مطهره (1395).

[3]. برای مثال آحاد معنایی سه واژة «بچه»، «پسربچه» و «دختربچه» عبارتند از: بچه = + [جاندار] + [انسان] - [بالغ]، پسربچه = + [جاندار] + [انسان] - [بالغ] + [مذکر]. دختر بچه = + [جاندار] + [انسان] - [بالغ] + [مؤنث] و پسربچه = + [جاندار] + [انسان] - [بالغ] + [مذکر]. دختر بچه = + [جاندار] + [انسان] - [بالغ] + [مؤنث]. (ر.ک؛ لطفی پورساعدی، 1387). برای نمونه، ن. ک: امانی (1393).

[4] . مربع معناشناسی الگویی شکل­گرفته از چهار رأس متقابل است که برای مشخص­ کردن چارچوب کلی معناشناختی متن کارآیی دارد؛ در حقیقت اصطلاحاتی نظیر تضاد، تقابل، تناقض و... که در متون کهن مسلمانان به تفصیل راجع به آن‌ها سخن گفته شده، اساس این نظریه را تشکیل می­دهد و معناشناسی معاصر، این روابط را سامان بخشیده و در قالب یک نظریه کلی مطرح کرده است (اناری بزچلوئی، 1394).

[5] . کاربرد رویکرد تحلیل سیاق در تحلیل ترجمه به نام جولیان هاوس (House, J) و تحت عنوان الگویی بـرای ارزیابی کیفیت ترجمه در تاریخ مطالعات ترجمه ثبت شده است. این الگوی که نخستین بار در دهة 70 میلادی ارائه شد و سپس دو بار در سال‌های 1981 و 1997مـورد بـازبینی قرار گرفت، مبتنی بر پیش­فرض «ترجمه به مثابة بافت­آفرینی مجدد» و در اسـاس بر بنیان نظریة زبان‌شناسیِ نقش‌گرای هلیدی (Halliday, J)  استوار شده است، اما از فرمالیسم روسی (Russian Formalism)، مکتب پـراگ (Prague school) و نظریة کنش‌های گفتاری نیز بهره می­برد (ن. ک: خان­جان، 1390). نیومارک نیز برای نقل عناصر فرهنگی از زبان اصلی به زبان مقصد، 15 روش پیشنهاد می‌کند که یکی از آن­ها «معادل کارکردی» است؛ این روش برای واژگان فرهنگی به‌کار رفته و مستلزم به‌کار بردن یک واژة مستقل از فرهنگ است که گاهی با یک واژة جدید خاص همراه می­شود (ن. ک: روشنفکر، 1392).

[6] . طرح عملیاتی ایزتسو (Izutsu, T) بـا متناسب­سازی فضای قرآن در خلال آثار وی با مراحل زیر همراه است:

الف- فهم ابتدایی کلمه

ب) پیدا کردن کلمات کلیدی در متن و یا شناخت کلمه کانونی

ج- پیدا کردن شبکه تصویری یا مجموعه کلی با کمک چینشی معنادار، انتقالی

 هـ- تفکیک معنای «پایه اساسی» از معنای «پایه نسبی»

 و- یافتن ساحت‌های فرازبانی (ن. ک: مطیع، 1388).

[7]-Newmark, P.

[8] . اصل معنایی آن معنای حقیقی و مفهوم اصیلی است که از اصل اشتقاق چندین کلمه گرفته شده و در تمامی صیغه­های آن­ها ساری است (مصطفوی، 1368).

[9] . سورة بقره، آیة 16

[10] . اضداد واژگان، کلماتی هستند که در یک لفظ واحد، بر دو معنی متضاد دلالت ­کند. مانند لفظ «الجون» که بر دو معنای «سیاه و سفید» اطلاق می­شود (انباری، 1407 ق.).

[11] . سورة بقره، آیة 16

[12] . طبری، 1412ق، ج1: 370؛ زمخشری، 1407 ق.، ج2: 453؛ فخررازی، 1420 ق.، ج18: 435؛ آلوسی، 1415 ق.، ج6: 397؛ طوسی، بی‌تا، ج4: 46؛ همان، 6: 115؛ طبرسی، 1372،ج1: 305؛ فضل الله، 1419 ق.، ج13: 289.

[13] . طبری، 1412 ق.، ج1‌: 201؛ زمخشری، 1407 ق.،ج1: 165؛ فخررازی، 1420 ق.، ج3: 601؛ آلوسی، 1415 ق.، ج1: 492؛ طوسی، بی‌تا، ج1: 189؛ طبرسی، 1372، ج2: 536-535؛ فضل‌الله، 1419 ق.، ج2: 126.

[14] . طبری، 1412 ق.، ج1: 108-106؛ زمخشری، 1407 ق.، ج1: 69؛ فخررازی، 1420 ق.، ج2: 311؛آلوسی، 1415 ق.، ج1: 164؛ طوسی، بی‌تا، ج1: 82؛ طبرسی، 1372، ج1: 143؛ فضل‌الله، 1419، ج1: 155.

[15] . سورة بقره، آیة 90

[16]. سورة بقره، آیة 16

[17]. سورة آل‌عمران، آیة 187

[18]. سورة بقره، آیة 207

[19] . سورة بقره، آیة 102

[20] . سورة بقره، آیة 102

[21] . سورة بقره، آیة 16

[22] . سورة بقره، آیة 41

[23] . سورة نحل، آیة 32

[24] . همان

[25] . سورة بقره، آیة 41

[26] . سورة بقره، آیة 102

[27] . سورة بقره، آیة 207

[28] . سورة بقره، آیة 16

[29] . سورة بقره، آیة 41

[30] . هرچند این تقسیم­بندی را می­توان به­صورت­های مختلفی از جمله قرار دادن «کفر و ایمان، هدایت و ضلالت، دنیا و آخرت و...» را تحت یک حکم و «کتاب، عهد و سخن و...» را تحت حکمی دیگر نیز قرار داد.

[31] . سورة یوسف، آیة 20

[32] . سورة یوسف، آیة 21

[33] . سورة بقره، آیة 90

[34] . سورة بقره، آیة 102

[35] . سورة بقره، آیة 207

[36] . سورة توبه، آیة 111

[37] . ممکن است در اینجا گفته شود با توجه به آنکه  فروختن یا خریدن نفس استعاره  از واگذاری تمام و کمال نفس است، بلاغت ترجمه خریدن یا فروختن بیش از دادن و پذیرفتن و ... است؛ این در حالی است که استعاره  بودن فروختن یا خریدن نفس استعاره  از واگذاری تمام و کمال نفس درست است، اما این دلیل بر آن نمی‌شود که در ترجمه الزاماً به برگردان تحت‌اللفظی واژگان زبان مبدأ در زبان مقصد اقدام شود، بلکه باید به گونه‌ای متن ترجمه شود که معنای مفاد از واژگان در زبان مقصد را بهتر و روشن‌تر افاده کند. بنابراین، نه تنها لزومی بر رعایت کنایات و معانی مجازی اعم از استعاره و مجاز مرسل، در زبان مقصد نیست، بلکه گاه رعایت آن به برگردان معنای زبان مبدا در زبان مقصد آسیب می‌زند.

[38]  . سورة بقره، آیة 86

[39]  . سورة نساء، آیة 74

[40]  . سورة نحل، آیة 107

[41]  . سورة ابراهیم، آیة 3

[42]  . سورة بقره، آیة 16

[43]  . سورة بقره، آیة 175

[44]  . سورة نساء، آیة 44

[45]  . سورة آل‌عمران، آیة 177

[46]  . سورة بقره، آیة 108

[47]  . سورة بقره، آیة 41

[48]  . سورة بقره، آیة 79

[49]  . سورة بقره، آیة 174

[50]  . سورة مائده، آیة 44

[51]  . سورة آل‌عمران، آیة 187

[52]  . سورة آل‌عمران، آیة 199

[53]  . سورة توبه، آیة 9

[54]  . سورة نحل، آیة 95

[55]  . سورة آل‌عمران، آیة 77

[56]  . سورة بقره، آیة 80

[57]  . سورة مائده، آیة 106

[58]  . سورة لقمان، آیة 6

[59]  . سورة بقره، آیة 102

آلوسی، محمود. (1415). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم. به تحقیق عبدالباری. بیروت: دارالکتب العلمیّة.
آیتی، عبدالمحمد. (1374). ترجمة قرآن. تهران: انتشارات سروش.
ابن­جوزی، عبدالرحمن بن علی. (1407). نزهة الاعین النواظر فی علم الوجوه و النظائر. به تحقیق محمد عبدالکریم کاظم الراضی. بیروت: مؤسسة الرسالة.
ابن‌سلیمان بلخی، مقاتل. (2006 ). الوجوه و النّظائر فی القرآن العظیم. به تحقیق حاتم صالح الضّامن. دبی: مرکز جمعة الماجد للثّقافة و التّراث.
ابن‌فارس، احمد. (1404). معجم مقاییس اللّغة. به تحقیق محمد عبدالسلام هارون. قم: مکتب الأعلام الإسلامی.
ابن­‌منظور، محمدبن مکرّم. (1414). لسان العرب. به تحقیق جمال­الدین میردامادی. بیروت: دار صادر.
ابن هشام، عبد الله بن یوسف. (بی­تا)، مغنی اللبیب. قم: کتابخانه حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره).
استرآبادى، رضى‌الدین بن حسن. (1384). شرح الرضی على الکافیة. تهران: موسسة الصادق للطباعه و النشر.
اناری­بزچلوئی، ابراهیم و شیخ­حسینی، زهرا. (1394). متناسب‌سازی نظریه‌های «گفته‌پردازی و باورپروی» و « مربع معناشناسی» در مطالعات قرآنی (جزء 29 و 30). پژوهش­های زبان­شناختی قرآن، 4(2)، 121-136.
انباری، محمد بن قاسم. (1407). کتاب الاضداد. به تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم. بیروت: مکتبة العصریه.
بابتى، عزیزه فوال. (بی‌تا). المعجم المفصل فی النحو العربی. بیروت: دار الکتب العلمیة.
بُطرس، أنطونْیوس. (1424). المعجم المفصل فی الأضداد. بیروت: دار الکتب العلمیة.
پالمر، فرانک. (1971). نگاهی تازه به معنی­شناسی. ترجمةکورش صفوی. تهران: نشر مرکز.
الهی‌‌قمشه‌ای، مهدی‌. (1381). ترجمة قرآن. قم: فاطمة الزّهراء.
جوادی­‌آملی، عبدالله. (1389) تسنیم. قم: انتشارات اسراء.
________________. (1388). درسنامه ترجمه (اصول ، مبانی و فرایند ترجمة قرآن کریم). قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
حسینی ‌زبیدی، محمدمرتضی. (1414). تاج العروس. بیروت: دارالفکر.
حلبی ‌اللّغوی، أبوطیب عبدالواحد بن علی. (۱۹۶۳). الأضداد فی کلام العرب. به تحقیق عزّة حسن. بی‌جا: مجمع دمش
خان­جان، علی­رضا. (1390). پیشنهاد الگویی برای تحلیل انتقادی ترجمه. مطالعات زبان و ترجمه، (2)، 93-127.
دامغانی، حسین بن محمد. (1980). قاموس القرآن أو اصلاح الوجوه و النّظائر فی القرآن. به تحقیق عبدالعزیز سیّد الأهل. بیروت: دارالعلم للملالین.
رضایی ‌اصفهانی، محمدعلی. (1383). ترجمة قرآن. قم: مؤسّسة تحقیقاتی فرهنگی دارالذّکر.
راغب‌ اصفهانی، حسین بن محمد. (1412). مفردات ألفاظ القرآن. به تحقیق صفوان عدنان داوودى. بیروت: دارالقلم.
روحی­برندق، کاووس، حاجی­خانی، علی و فریادرس، محسن. (1394). ارزیابی ترجمه‌های فارسی معاصر قرآن کریم؛ مشتمل بر مادة حشر. پژوهش­های ترجمه در زبان عربی، 5(12)، 119-144.
روشنفکر، کبری، نظری منظم، هادی و حیدری، احمد. (1392)، چالش‌های ترجمه‌پذیری عناصر فرهنگی در رمان «اللّصّ والکلاب» نجیب محفوظ؛ مقایسة دو ترجمه با تکیه بر چارچوب نظری نیومارک، پژوهش­های ترجمه در زبان عربی، 3(8)، 34-13.
زمخشری، محمود. (1407). الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل. به تصحیح مصطفى‏حسین احمد. بیروت: دارالکتاب العربی.
سیوطى، عبد الرحمن بن ابى بکر. (بی­تا). همع الهوامع شرح جمع الجوامع فی النحو. بیروت: دارإحیاء التراث العربی.
شعرانى، ابو الحسن‏. (1374). ترجمة قرآن. تهران: اسلامیة.
صفارزاده، طاهره. (1380)، ترجمة قرآن. تهران: جهان رایانة کوثر.
صبان، محمد بن على. (بی­تا)، حاشیة الصبان على شرح الأشمونى على ألفیة ابن مالک و معه شرح الشواهد للعینی. بیروت: المکتبة العصریة.
صفوی، محمدرضا. (1388). ترجمة قرآن. قم: آبنوس.
صفوی، کوروش. (1387)، درآمدی بر معنی­شناسی. تهران: سورة مهر.
 طباطبائی، محمدحسین. (1417). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
طبرسی، فضل بن حسن. (1372). مجمع البیان فی تفسیرالقرآن. مصحح: فضل‏الله‏ یزدى طباطبایى و هاشم رسولی. تهران: انتشارات ناصرخسرو.
طبری، ابوجعفر. (1412). جامع البیان فی تفسیرالقرآن. بیروت: دارالمعرفة.
طریحی، فخرالدّین. (1375). مجمع البحرین. به تحقیق احمد حسینی ‌اشکوری. تهران: مرتضوی.
طوسی، محمد. (بی‌تا). التّبیان فی تفسیر القرآن. به تحقیق احمد قصیر عاملی. بیروت: دار إحیاء التّراث العربی.
عکبرى، عبدالله بن حسین. (بی­تا). اللباب فی علل البناء و الإعراب. قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة.
عود، هارون بن موسی. (1409). الوجوه والنّظائر فی القرآن الکریم. به تحقیق حاتم صالح ضامن. بغداد: دایرة الآثار والتّراث.
فخر رازی، ابوعبدالله. (1420). مفاتیح الغیب. بیروت: دار إحیاء التّراث العربی.
فراهیدی، خلیل بن احمد. (1409). کتاب العین. قم: نشر هجرت.
فضل‌الله، محمدحسین. (1419). تفسیر مِن وَحی القرآن. بیروت: دار الطّباعة والنّشر.
فولادوند، محمدمهدی. (1418). ترجمة قرآن. به تحقیق هیئت علمی دار القرآن الکریم. تهران: دارالقرآن الکریم.
فیض الاسلام، على نقى. (1378) ترجمه و تفسیر قرآن عظیم. تهران: فقیه.
فیّومی، احمدبن محمد. (1414). المصباح المنیر. قم: دارالهجرة.
لطفی پورساعدی، کاظم. (1387). درآمدی بر اصول و روش ترجمه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
مشکینی، علی. (1381). ترجمة قرآن. قم: الهادی.
مصطفوی، حسن. (1368). التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
مطیع، مهدی، پاکتچی، احمد و نامورمطلق، بهمن. (1388). درآمدی بر استفاده از روشهای «معناشناسی» در مطالعات قرآنی. پژوهش دینی، (18)، 105-132.
معرفت، محمد هادی. (1418). التفسیر و المفسرون. مشهد: الجامعة الرضویه للعلوم الاسلامیه‏.
معزّی، محمدکاظم (1372). ترجمة قرآن. قم: اسوه.
مکارم ‌شیرازی، ناصر. (1373). ترجمة قرآن. قم: دار القرآن الکریم.
منجد، نورالدین محمد نورالدین. (1414). الإشتراک اللفظی فی القرآن الکریم. بیروت: دارالفکر المعاصر.